یکشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٦


یا لطیف

 

یک بازی راه افتاده است بین من و رفقا  آن هم بر سر این موضوع است که:

بین دو فیلم «بیگ فیش» و «سرگذشت شگفت انگیز امیلی پولن» کدام یک را انتخاب می کنید؟

اول این موضوع را مشخص کنم که من به هر دو فیلم علاقه دارم هر چند وقت یک بار موبایلم را خاموش می کنم در اتاقم را دو قفله می کنم می نشینم به تماشایشان. اما  با این وجود علاقه بی حد و حصر من به بیگ فیش باعث شده که میان این دو فیلم همیشه به« بیگ فیش »رای بدهم.کار به جایی رسید که قرار بود با رفیقی یک مجموع مقالات در مورد هر دو فیلم در بیاوریم که اگر فراغتی پیش بیاید شاید جدی تر به این موضوع فکر کنیم.

شبکه پنج« بیگ فیش» را امشب نشان داد. با دوبله ای تقریبا عالی و سانسورش هم ای بدک نیست.من هم دوباره دچار جادوی قصه گویی تیم برتون شدم به خودم نیامده برای بار ششم پای فیلم نشستم.در این بین حمید عزیز زنگ زد و گفت که دیشب فیلم را با زیرنویس فارسی دیده و گفت که فیلم با او هم همان کاری را کرده که دو سال پیش با من در سالن کوچک حوزه هنری کرد.علی هم اس ام اس زده و دیالوگ فیلم را فرستاده است همان جا که ادوارد بلوم اعتراف می کند که

I`m ever a foolish man می بینید فیلم های خوب می تواند آدم ها را به هم نزدیک کند کاری که از کتاب  های خوب هم بر می آید.اما چیزی که باعث می شود من در انتخاب چند باره خود بین بیگ فیش و امیلی  رای به بیگ فیش بدهم خیلی ساده است حضور راز در فیلم.

در بیگ فیش از اصالت مدرنیته این بلای جان همه رازها و رمزها خبری نیست،این جا اصالت با خیال است  خیالی که دشمن همان عقلانیتی که،مدرنیته در آن پدید آمده است.این جا راز و رمز از همه چیز مهم تر است.این را از بزرگی خوانده ام که برای ماندگاری یک اثر هنری همیشه باید جایی برای ابهام و خیال وجود داشته باشد و این همان نکته ای است که بیگ فیش بر آن استوار است.

 

 

[...:۱۱:٤٠ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]