سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳۸٥

یا لطیف

 

از همین اول نوشته تکلیف مان را مشخص کنیم بهتر است، اگر اغراق نباشد « کافه ستاره» ساخته سامان مقدم بهترین فیلم جشنواره سال قبل بود.هر چند داوری های صورت گرفته در این دوره از جشنواره پر از حرف و حدیث بود. اما باید به یاد داشت که جایزه ها در غبار سال ها رنگ می بازد و آن چیزی که عیارش هر روز پر رنگ تر می شود تصویر هایی است که هر تماشاگری از یک فیلم خوب با خود همراه می کند.و در این برهوت فیلم خوب ایرانی «کافه ستاره» علاوه بر اینکه فیلم خوش ساختی است،سرشار از احترام به تماشاگر سینمای ایران است اگر قدر بدانند.

برای مردمان خسته ای که خواسته و بیشتر ناخواسته مشتری سریال های بی در و پیکر نخ نمایی هم چون «نرگس» هستند،دیدن« کافه ستاره» با نحوه ی روایت جذاب سینمایی ای فرصت مناسبی است برای یادآوری اینکه در سینما می توان با داشتن اندک مصالح،داستان را جذاب تر و واقعی تر از آنچه که هست نشان دهند.البته باید این را هم در نظر گرفت که مقایسه این فیلم با آن سریال در واقع کسر شأن فیلمی است که اکنون داعیه دار سینمای ملی این مرز و بوم است.

شاید بعضی دوستان خرده بگیرندکه چرا در نقد کوتاهی که بر یک فیلم می نویسی دست به اغراق می زنی، سینمای ملی چیست که این فیلم ِ بی ادعا داعیه دار آن باشد. قضیه بسیار ساده است.برای مردمان رنج دیده این سرزمین باید فیلمی ساخته شود که در عین حالی که از لحاظ تکنیکی در حد استادندار باشد و به شعور بیننده احترام بگذارد. تصویر گویای روزگار مگوی آن ها نیز در آن هویداباشد.حکایت مصایب و خوشی های آنان و اگر منصفانه و به تماشای این فیلم بنشینی می توانی حداقل تصویر مردمان ساده سرزمینت را برای لحظاتی از نزدیک تماشا کنی و این موفقیت کمی نیست،در زمانه ای که اکثر فیلم سازان ما مدیوم سینما را با تریبون و کتاب و کاباره اشتباه گرفته اند،ساختن چنین فیلمی غنیمتی است.

جنبه دیگری که مرا به تماشای چند باره این فیلم ترغیب می کند البته نوع نگاه واقع بینانه ای و تازه ای است که به شخصیت زن ایرانی در این فیلم شده است.حکایت زنانی که هر چند به نسبت از یک طبقه اجتماعی به حساب می آیند اما نحوه نگرش آن ها به زندگی با هم متفاوت است.و البته پرداخت خوب فیلم نامه به هر یک از این زنان در سه اپیزود و شخصیت پردازی و بازیگری خوب بازیگران این نقش ها نیز مزید بر علت شده است که ما با تصویری تازه ای از زن ایرانی بر پرده سینما مواجهه باشیم. تصویری که با کمی اغماض به همه زنان ایرانی شبیه است و هر کس از منظر خاص خودش می تواند به هم ذات پنداری با درد ها ،غم ها و خوشی های قهرمانان قصه برود و البته باید یاد آوری کرد که پرداخت درست کارگردان و فیلم نامه نویس به این موضوع باعث شده است که ما به طور نا خودآگاه از تصور جنسیتی در مورد قهرمانان فراتر برویم و از منظر یک انسان به تماشای این قهرمانان بنشینیم،حکایت درد ها و خوشی هایی که برای  یک انسان حادث می شود نه برای یک جنسیت خاص و یک منظر کلیشه ای...

 

 

 

 

 

 

 

[...:۱:٠٦ ‎ق.ظ]
پيام‌های ديگران:[]