من اردی بهشت های هیچ کجا جز ایران را دوست ندارم و اگر قرار باشد داستان عاشقانه ای بنویسم دوست دارم توی پاییز پاریس بگذرد. می دانی باید حواست به مخاطب هم باشد؛ بدانی فضای رمانتیک توی هوای بارانی و پاییزی بهتر جواب می دهد. هوا که خوب باشد و آسمان آبی باشد و قهرمان قصه هم که عاشق باشد، زیادی به خواننده خوش می گذرد. فکر می کند توی یک بعد از ظهر اردی بهشتی است و همراه قهرمان قصه منتظر دیدار دوباره است و این اصلا خوب نیست. خواننده آن قدر بهش خوش می گذرد که بی خیال می شود و کنار قصه ی تو، در خیال یک روز اردی بهشتی خوابش می برد و خواب یک باغ، پر از شکوفه های سیب می بیند...
پی نوشت: خوب است اردی بهشت پاریس را هم تجربه کرد!!
حق بازنشر نوشتهها محفوظ است.