«شازده کوچولو را نمی دانم چرا خداوند ننوشته است، و اصولا در این مورد خیلی مطمئن نیستم، نمی دانم چرا با وجود اینکه خیلی باآثار قلمی خداوند ارتباط ندارم، فکر می کنم هر اثر مهمی را باید ایشان نوشته باشد. شازده کوچولو یک پنجره است برای نفس کشیدن، در سن ده سالگی، بیست سالگی، سی سالگی، پنجاه سالگی، و بعد از آن را خبر ندارم.»
بخشی از انتخاب های ابراهیم نبوی به بهانه پنجاه سالگی
یا خدا وند از سر تنهایی ما را خلق می کند، یا ما از سر تنهایی خدا را آفریده ایم.
«تعداد زیادی آدم که چیزی از داستانگویی نمی دانند، سعی می کنند عقاید خودشان را در صورت داستان برای دیگران بیان کنند و خیلی ها هم به آنها جایزه می دهند. در سراسر دنیا این گونه است. کسانی که به اشتباه به عرصه داستانگویی وارد شده اند، هیاهو می کنند و همدیگر را مطرح می کنند و به یکدیگر جایزه نوبل می دهند. به نظر من آدمی مثل ژوزه ساراماگو اصلاً داستانگویی بلد نیست. انسان وقتی داستان می گوید، یعنی دارد کاری بالاتر از فلسفه بافتن انجام می دهد ولی وقتی داستان «کوری» را می خوانید، می فهمید می خواهد برایتان فلسفه ببافد و نظریات خودش را راجع به زندگی بگوید. کسی است که در ذات داستانگو نیست؛ یعنی نمی داند داستانگویی به معنی ساختن مجموعه یی است که اصلاً بیان عقیده نمی کند و داستانی که بیان عقیده می کند، دیگر داستان نیست. ولی شما می دانید این حرف ها مخصوصاً در ایران، چقدر غریب است. در ایران فرض بر این است که وقتی دارید داستان می گویید، دارید اعتقادات خودتان را به طرف دیگر پرتاب می کنید. طوری این تصور جا افتاده است که تقریباً تمام کسانی که در این عرصه هستند از ادعایی درست برعکس این حیرت زده می شوند. داستانگویی، جایی شروع می شود که تفکر خطی دیگر متوقف شده است. تفکر خطی جایی که به نتیجه نمی رسد، داستانگویی شروع می شود. می گویند جایی که کلام عاجز می شود، موسیقی شروع می شود، این هم درست است که جایی که کلام به معنای بیان اندیشه های خطی عاجز می ماند داستانگویی شروع می شود. عقایدی که می توان آنها را به صورت یک مقاله یا یک شعار روی دیوار هم نوشت، اصلاً داستانگویی نیست. از خود داستان می فهمید که این آدم داستانگو است، یا کسی است که از عرصه فلسفه راه را گم کرده و آمده است بین داستانگوها و یک عده دیگر هم که داستان خواندن بلد نیستند، آنها را جدی گرفته اند و می خواهند به او جایزه بدهند.»
بخشی از مصاحبه روزنامه اعتماد با بهروز افخمی
پی نوشت: گراهام گرین کبیر میگه داستانگو کسی ِکه بتونه یه داستان رو درست تعریف کنه.
حق بازنشر نوشتهها محفوظ است.