دوشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٦
یا لطیف




« چه دسته گل هایی که هم دلی می جویند
و تنها گل دان نصیبشان می شود. »

                                                                          رومن گاری




[...:۱٢:٠٠ ‎ق.ظ]
پيام‌های ديگران:[]
چهارشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٦
یا لطیف



«تنهایی همه زندگی دنبال ام بوده
همه جا، تو کافه ها، اتومبیل ها، پیاده رو ها، مغازه ها، همه جا...
گریزی نیست. من مرد تنهای خدا هستم.»

فیلمنامه راننده تاکسی




[...:۱۱:۱۳ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]
چهارشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٦

یا لطیف

بعد از مدت ها دو تا نمایش نامه درست و حسابی خواندم یکی « خرده جنایت های زَنا شوهری» و آخری که دیشب خواندم « مهمان سرای دو دنیا» است. نویسنده هر دو، این موجود تازه کشف شده: « اریک امانوئل اشمیت »  فرانسوی است. می خواهم برای لوح درباره شان مطلب بنویسم.فقط فعلا همین جا می گویم که هر چه از این بنده خدا گیر آوردید برای خواندن از دست ندهید. تلفیق خوبی است از مذهب و رمانتیسیسم فرانسوی و مقدار بسیار زیادی غافلگیری ِ روایی، چیزهایی که مورد علاقه من هم هست و البته این نمایش نامه « خرده جنایت های زَنا شوهری» را با این وصف بخوانید که هر زوج جوانی باید آن را بخواند! 

 

پی نوشت: جا دارد از محمد! تشکر کنم بابت «بیلی بتگیت» ی که با «جوان خام ِ» من تاخت زد، هیچ چیز مثل خواندن داستان های نویسندگان آمریکایی حال مرا خوش نمی کند. همینگوی، سلینجر، چندلر، داشیل همت، آستر، فالکنر، دکتروف و کشف آخر خودم مارگارت میلار...

پی نوشت: خدایا از آنکه ادبیات و سینما را آفریدی متشکریم.( جمعی از روشنفکران خرده پا)

 

[...:۱٢:٢٦ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]
یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٦

یا لطیف

قهرمان های داستان های سالینجر حُسنی دارند. به خصوص داستان هایی که به عنوان نمونه کار های یک مولف به تمام معنا می توان به آنها نگاه کرد (برای نمونه یک روز خوش برای موز ماهی، فرانی زویی و بالاخره ناتور دشت)این است که قهرمان هایش در یک آستانه بسیار پایین احساسی قرار دارند. قهرمان های سالینجر اغلب داری احساسات قوی هستند و این را سالینجر در توصیفاتی که از زبان شخصیت هایش نوشته شده است به خوبی نمایان می کند. این میزان احساسات که اغلب بر اثر یک زندگی ایمانی پدید آمده است، ابتدا قرار است در جهت تعالی و آرامش در زندگی به کار برده شود اما قهرمان های سالینجر اغلب تحت تاثیر عرفان مسیحی و شخص مسیح خود تبدیل به استعاره ای از مسیح در دوران جدید می شوند. تعالی روح باعث می شود که با پدیده ای به نام رنج آشنا بشوند. و این رنج هر لحظه و در هر اتفاق کوچی آن ها را رها نمی کند،  رنج پله ای می شود برای تعالی آنها و صعود از سطح شاعرانگی سانتی مانتال به یک سطح ایمانی. گاهی این تعالی در راه درست است و به یک پالایش درونی در شخصیت فرانی می انجامد گاهی هم این میزان بالای حساسیت باعث انتحار سیمور در داستان کوتاه «یک روز خوش برای موز ماهی» می شود. در هر کدام از این داستان ها این اتفاقات در بزنگاه داستان رخ می دهد و حتی باعث غافلگیری خواننده می شود. خواننده انتظار ندارد شخصیت هایی چنین درونی که در ظاهر مانند دریایی آرام هستند و هیچ بادی آن ها را متلاطم نمی کند، این چنین در برابر یک اتفاق کوچک و روزمره آن چنان دچار تحول شوند که حتی دست به انتحار بزنند. اما خواننده اگر خود همراه شخصیت داستان شود و دست به یک سفر معنوی بزند و عزم کند، از سطح این دریای آرام عبور کند و به عمق متلاطم روح این شخصیت ها( خودش) سفر کند، می تواند به دنیای پر از حساسیت انسان ها پی ببرد.

 

 

[...:۱۱:٤٧ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]