یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦

یا لطیف


 
ستایش سرخوشی و امید...



پی نوشت: کم کم دارم به این نتیجه می رسم که در عالم مزخرف مهندسی هیچ جایی برای من در نظر گرفته نشده است!



[...:۱۱:۳٢ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]
جمعه ٢۸ دی ۱۳۸٦
[...:٥:۳٧ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]
شنبه ۱٥ دی ۱۳۸٦

یا لطیف

 


 

یهودای بی چاره اگر طعم یک رفاقت مردانه را می چشید، هیچ وقت خیال خیانت به سرش نمی زد.





[...:٧:٠٥ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]
دوشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٦
یا لطیف

« اين که تصوّر شود براي جدا کردن صفوف شيعه و سنّي بايد بر سبّ و لعن و علم غيب‌و معجزه و تبديل نقش پرده به شير درنده به فرمان امام‌تکيه و احتجاج کرد ‌بيراهه رفتن است.‌اين کارها بهانه کم کاري و براي فرار از تکليف شاقّ تفکر و عرضه فکر نو در عرصه تشيع است. يعني به جاي اين که مخلصانه کمر همت ببنديم‌و مرامنامه روزآمدي براي اسلام علوي تدوين کنيم و مجموعه آموزش‌هاي ائمه اطهار را در حوزه‌هاي فکري و فلسفي و اخلاقي و حقوقي‌برابر با گفتمان روز ارائه دهيم‌راه راحت تر را پيش گرفته‌ايم و از امام مي‌خواهيم که مرده زنده کند.‌تشيع‌اين حرفها نيست. تشيع‌يک ميراث فکري و فرهنگي عظيم است.‌پيام اخلاق و معنويت و روحانيت اسلام است.‌تفسير بلند عرفاني و عاشقانه از خدا و از جهان، از رابطه خدا با جهان و رابطه انسان با خداست.»

پی نوشت: +



[...:٦:۱٦ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]
چهارشنبه ٥ دی ۱۳۸٦

یا لطیف

زنان کتاب « یک روز قشنگ بارانی» اریک امانوئل اشمیت دوست داشتنی اند. و قوام دادن و پخته کردن همین صفت در طول داستان ها است که کار اشمیت را ماندگار تر از نمونه های خارجی و وطنی می کند. او قصه هایش نه بر فرم که بر محتوا و شخصیت بنا می کند. تصویری که از قهرمان هایش برای خواننده تعریف می کند مانند نمونه های کلیشه ای نیست. او مرز سفید و سیاه را در هم می آمیزد و رنگ خاکستری خود را بیرون می کشد. زن های داستان های اشمیت نه آن قدیس های رمانتیک مسلک اند که گویی برای تعریف چهره معصومیت وارد داستان می شوند، نه مانند نمونه رایج این سال ها که در پس حرف های فمینیستی، موجودِ خیانت پیشه ای تعریف می شود که گویی تنها کاری که خوب آموخته است خباثت است. شخصیت های داستان های اشمیت انسانی اند. نه انسانی به عنوان یک صفت بلکه یک مفهوم عام از انسان بودن، با تمام ویژگی هایی که از یک انسان که از ذهن می گذرد.
این زنان مانند همه زنان بهترین کاری که خوب آموخته اند عشق ورزیدن است، در مقابل حیله گری و حسادت را دوست دارند. معصوم اند و از این ویژگی شان به خوبی استفاده می کنند.در عین حالی که بافتنی می بافند، رمان های عامه پسند تنها دم خور خوب آنها است همیشه نیروی امید در همه شان وجود دارد گویی همه آن ها در عالم قرار گرفته اند که شمع امیدی را در هر نقطه ای که توانستند روشن کنند. از تنها چیزی که می ترسند پیری است و تنهایی! شاید برای همین ویژگی های دم دستی است که این شخصیت ها تصویری می شوند از زن های دور و برمان که دوستشان داریم!

[...:۱۱:۱٠ ‎ب.ظ]
پيام‌های ديگران:[]